معرفی کتاب چگونه با آمار دروغ بگوییم.حسین راهداری

معرفی کتاب چگونه با آمار دروغ بگوییم.حسین راهداری

کتابی که امروز قرار هست معرفی کنم، کتاب فوق العادۀ “چگونه با آمار دروغ بگوییم” از حسین راهداری هست. نکتۀ جالب توجه در مورد این کتاب این است که همانطور که در پیش گفتار آن آمده، این کتاب ترجمه و تألیف است! در واقع از آنجایی که کتاب اصلی، کتابی قدیمی با مثال‎هایی از جامعۀ دهۀ ۵۰ آمریکاست، نویسندۀ ایرانی با خوش ذوقی فوق العاده، علاوه بر ترجمۀ آن، مثال‎های آن را با مثال‎هایی کاملاً ملموس و ایرانی جایگزین کرده است. از این رو این کتاب را ترجمه و تألیف نام گذاشته است.

کتاب چگونه با آمار دروغ بگوییم درمورد چیست؟

همان طور که از اسم این کتاب پیداست، کتاب چگونه با آمار دروغ بگوییم در مورد ترفندها و یا اشتباهاتی است که در زمان ارائۀ آمارها انجام می‎شود و برداشت‎های اشتباهی را به دنبال خواهد داشت. به عنوان مثال زمانی که می‎بینیم تعداد افراد بیکار خانواده زیاد شده ولی دولت اعلام می‎کند که نرخ بیکاری را کاهش داده، کدامیک قابل قبول است؟! آن چیزی که دیده‎ایم یا آن چیزی که شنیده‎ایم؟!

این کتاب دقیقاً به همین موضوعات می‎پردازد. این که چه خطاهایی در هنگام جمع آوری، تحلیل و ارائۀ آمارها ممکن است رخ دهد. این که چه آمارهایی را می‎توان پذیرفت و کدامیک جای بحث دارند. در اینجا قصد دارم برخی از موارد این کتاب را برای شما بازگو کنم و امیدوارم حتماً این کتاب را تهیه و مطالعه کنید.

بزرگترین کمکی که این کتاب به ما می‎کند این است که هر حرفی را به راحتی قبول نکنیم!

در آمار همیشه مشت نمونۀ خروار نیست!

از قدیم شنیده‎ایم که می‎گویند مشت نمونۀ خروار است. این ضرب المثل همان موضوع نمونه‎گیری در آمار است. البته باید بدانیم که در آمار الزاماً مشت نمونۀ خروار نیست.

عمدۀ آمارهای کلان براساس نمونه گیری انجام می‎شود.

در آمار زمانی که دسترسی به کل جامعۀ آماری نداریم، به نمونه گیری روی می‎آوریم. به عنوان مثال زمانی که می‎خواهیم بدانیم میانگین وزن دانشجویان کل کشور چقدر است، چون دسترسی به همۀ دانشجویان نداریم، تعدادی از آن‎ها را به عنوان نمونه انتخاب می‎کنیم و از این طریق تخمین می‎زنیم که میانگین وزن کل دانشجویان چقدر است. ولی در این میان چند مشکل ممکن است رخ دهد. اینکه آیا تعدادی که به عنوان نمونه انتخاب کرده‎ایم برای تخمین زدن کافیست؟ چقدر مطمئن هستیم که این نمونه‎ها به درستی ویژگی‎های کل جامعه را نشان دهند؟

اگر اندازۀ نمونه به اندازۀ کافی بزرگ نباشد نمی‎توان تخمین درستی برای جامعه زد!

به همین دلیل:

  • نمی شود براساس آمار بیکاری یک خانواده، آمار بیکاری کشور را تخمین زد.
  • نمی شود با افزایش دزدی در یک محله، گفت که تعداد دزدی در کل جامعه افزایش یافته است.
  • نمی شود به خاطر بی تأثیر بودن یک دارو روی یک بیمار خاص، گفت که داروهای شیمیایی کلاً بدرد نمی‎خورند.

گاهی نمونه‎هایی که قرار هست مقایسه شوند از یک جنس نیستند. به عنوان مثال ممکن است یک دولت ادعا کند نرخ بیکاری در جامعه ۱% است و در دولتی دیگر با وجود افزایش بیکاری مجدد ادعا شود که نرخ بیکاری زیر ۱% است. هر دو درست می‎گویند. بله! شاید بگویید چطور چنین چیزی ممکن است؟! این احتمال وجود دارد که تعریف جهانی از بیکاری در این دولت با دولت گذشته فرق کرده باشد. به عنوان مثال در دولت اول، افرادی که زیر ۷ ساعت کار در هفته انجام می‎دادند، بیکار محسوب می‎شدند ولی در دولت دوم با تغییر تعریف جهانی از بیکاری، افرادی که زیر ۲ ساعت در هفته کار می‎کنند، بیکار محسوب می‎شوند. به همین دلیل بخشی از افراد که در دولت اول بیکار محسوب می‎شدند، در حال حاضر شاغل به حساب می‎آیند.

نمونه باید یکنواخت، تصادفی و به اندازه باشد.

آمارگیری نباید جهت دار باشد

زمانی که مأمور آمارگیر به درب خانه‎ها می‎رود تا سرشماری را انجام دهد، چه تضمینی وجود دارد که اطلاعات به شکل صحیح به او ارائه شود؟ چه تضمینی وجود دارد که ظاهر فرد آمارگیر در جواب‎ها بی تأثیر نباشد؟! از کجا مطمئن هستیم که سؤال‎ها طوری طراحی نشده‎اند که جواب‎های مشخص و جهت داری را به دنبال داشته باشند؟!

باید بدانیم که آمارها به سادگی می‎توانند جهت دار شوند!

در این جا چند مورد که می‎تواند به آمارها جهت دهد را با هم بررسی می‎کنیم:

زمان مناسب:

ممکن است آمارگیری در شب نتایجی متفاوت نسبت به صبح داشته باشد. مثلاً قشر کارمند صبح‎ها سرکارند و اگر آمارگیری صبح انجام شود ممکن است نبود آن‎ها در منزل نتایج متفاوتی در پی داشته باشد. قبل از سال نو و یا در ابتدای ماه معمولاً خریدها بیشتر صورت می‎گیرد، پس اگر بخواهید پیش بینی فروش برای کسب و کاری داشته باشید، می‎بایست این عوامل در نظر گرفته شود.

مکان مناسب:

اگر بخواهید در مورد وضع درآمدی مردم اطلاعاتی بدست بیاورید، قطعاً آمارگیری در بالا شهر نتایج متفاوتی با پایین خواهد داشت. اگر به کتابخانه بروید قطعاً سرانۀ مطالعه بیشتر تخمین زده می‎شود تا در جای دیگر!

مدل آمارگیری:

هر مدل آمارگیری قشر خاصی را در بر می‎گیرد. مثلاً آنلاین بودن، پیامکی، حضوری، تلفنی و یا ایمیلی بودن آمارگیری، هرکدام می‎تواند بخشی از جامعه را دربرگرفته یا بخشی را از دست بدهد. در نتیجه نوع آمارگیری می‎تواند در نتایجی که انتظار داریم بسیار مؤثر باشد!

پرسشهای مناسب:

درآمد افراد، سن افراد، میزان خوشبختی و … از جمله موضوعاتی هستند که می‎توانند جواب‎های جهت داری را به دنبال داشته باشند. مثلاً برخی دوست ندارند درمورد درآمدشان اطلاعاتی بدهند و یا بنا به دلایلی درآمد خود را کمتر یا بیشتر از میزان واقعی اعلام می‎کنند.

پوشش شخص آمارگیر، حوصلۀ شخص پاسخگو، گزینه‎های جهت دار در سؤالات و… از دیگر عواملی هستند که می‎تواند منجر به جواب‎های جهت دار شود.

زبان یک مفهوم فازیست!

اگر می‎خواهید آمار قابل دفاع ارائه دهید، باید شفاف سازی کنید! باید تعریف دقیق از کلمات داشته باشید. اگر می‎خواهید خوشبختی را اندازه بگیرید باید تعریف کنید منظور شما از خوشبختی چیست؟ وقتی قرار است فساد را اندازه گیری کنید باید تعیین کنید که دقیقاً به چه چیزی فساد می‎گویید؟

فازی بودن زبان به این معناست که زبان صفر و یک نیست! زمانی که می‎گوییم هوا خوب است، خوب بودن هوا برای هر کسی معنای خاصی دارد. یکی به اصطلاح سرمایی است و یکی گرمایی! زمانی که می‎گوییم خوشبختی چیست، هرکس آن را از دید خود تعریف می‎کند.

به همین دلیل زمانی که مفاهیم این چنینی بررسی می‎شود، باید دقیقاً تعریف شود که منظور چیست؟ به عنوان مثال اگر خوب بودن هوا بررسی می‎کنیم، باید دقیقاً مشخص کنیم منظور ما از خوب بودن هوا چیست؟ مثلاً باید بگوییم منظور ما دمای بین ۲۰ تا ۲۵ درجه است.

به نظر من این قسمت از کتاب مهمترین بخش آن است چرا که عمده مشکل در ارائۀ آمار در همین عدم شفافیت است.

باید مفاهیم مورد بررسی را به صورت شفاف توضیح دهیم.

آمار نقش دماسنج را دارد!

آمار دقیقاً همانند یک دماسنج فقط عدد واقعی را نشان می‎دهد. در واقع فقط یک واقعیت را نشان می‎دهد. این به شما بستگی دارد که چه چیزی از آن خواسته اید. آیا مطمئن هستید شاخص‎های مورد نظرتان را درست در نظر گرفته اید؟ آیا مطمئن هستید که پرسش هایتان به درستی طرح شده است؟ آیا مطمئن هستید داده‎ها را به درستی تحلیل کرده اید؟ شما هستید که از این آمار برداشت‎های متفاوتی را ارائه می‎کنید و این شمایید که مسئول هستید تا این آمار به درستی جمع آوری شود.

پنهان کاری در آمار

گاهی اوقات آمارهایی را می‎شنویم و به نظر منطقی می‎آیند ولی متوجه این موضوع نیستیم که ممکن است بخش دیگری از همین آمار مخفی شده باشد که اتفاقاً واقعیت را تغییر می‎دهد! فرض کنید ده نوع سیگار در یک تحقیق با یکدیگر مقایسه می‎شوند و بالاخره یکی از این سیگارها به عنوان کم خطرترین نوع سیگار انتخاب می‎شود. سؤال اینجاست که آیا کم خطرترین نوع سیگار به معنی خطرناک نبودن آن است؟! ممکن است همین اندازه که این سیگار کم خطر است باز برای سلامتی بسیار بسیار مضر باشد! ولی برای شرکت سیگارسازی برنده در این تحقیق، این موضوع به عنوان یک فرصت تبلیغاتی شناخته خواهد شد. آن‎ها می‎توانند به راحتی سیگار خودشان را به عنوان کم خطرترین سیگار طبق تحقیقات معرفی کنند!

مثال دیگر، در زمان برگزاری انتخابات است که وعده‎هایی داده می‎شود ولی تمام اطلاعات در مورد آن بیان نمی‎شود. مثلاً گفته می‎شود یارانه‎ها را سه برابر می‎کنند یا تعداد قابل توجهی شغل ایجاد می‎کنند و… . این‎ها مثال‎هایی هستند که به طور کامل شفاف نشده‎اند و بخشی از اطلاعات در این میان پنهان شده‎است. به عنوان مثال بیان نشده که یارانۀ چه افرادی سه برابر می‎شود؟ آیا یارانۀ همۀ افراد سه برابر می‎شود یا یارانۀ برخی افراد قطع می‎شود تا بتوان یارانۀ قشری دیگر را سه برابر کرد؟ یا در مورد اشتغال باید مشخص شود که منظور از اشتغال دقیقاً چیست؟ آیا کار یک ساعته در هفته هم شغل محسوب خواهد شد؟ نوع مشاغلی که ایجاد خواهد شد به چه شکل است؟ آیا مشاغل ایجاد شده حقوق مکفی برای فرد شاغل خواهند داشت؟ و سؤالات بسیاری از این دست!

این است که باید در زمان ارائۀ آمار توجه داشته باشیم که ممکن است تنها بخشی از اطلاعات بیان شده و بخشی دیگر پنهان شود که باعث می‎شود برداشت صحیحی از موضوع به وجود نیاید.

کلام آخر

کتاب فوق العادۀ “چگونه با آمار دروغ بگوییم“، از جمله کتاب‎هایی است که هرچه زودتر خوانده شود به ما بیشتر کمک می کند تا با مسائل بهتر برخورد کنیم. در هرجایگاهی که باشیم به این کتاب نیاز داریم، چرا که همواره در معرض آمارهای مختلف هستیم، چه در محل کار، چه در گفتگوهای عادی و چه در تلویزیون و دیگر رسانه‎ها. این کتاب نه تنها به ما کمک می‎کند که اطلاعاتی که دریافت می‎کنیم را به راحتی قبول نکنیم، بلکه در حل مسائل شخصی و کاری به ما کمک می‎کند تا ابعاد مختلف مسئله را ببینیم و تحلیل صحیحی از آن داشته باشیم.

امیدوارم حتماً این کتاب را تهیه کرده و مطالعه کنید تا با دیدی بازتر به استقبال مسائل و بالاتر از آن زندگی پیش بروید.

ناب باشید…

اگر این مطلب را دوست داشتید، می توانید آن را با دوستانتان نیز به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *