معرفی کتاب  اثر مرکب.دارن هاردی

معرفی کتاب اثر مرکب.دارن هاردی

کتابی که قرار هست در اینجا معرفی کنم، اگر نگویم بهترین کتاب، به جرأت می‎توانم بگویم جزو ۱۰ کتاب برتری است که تاکنون خوانده‎ام. امروز قرار هست کتابی را به شما معرفی کنم به نام “‎ اثر مرکب” (the compound effect) که نوشته دارن هاردی، ناشر و دبیر تحریریه مجله موفقیت آمریکا است. دارن هاردی به واسطۀ همین موقعیت کاری با موفق ترین انسان‎های جهان در ارتباط بوده و تجربیات گرانبهایی را در این زمینه بدست آورده است. در ابتدای کتاب ۳۰ نفر از افراد سرشناس که برخی از آن‎ها خود به عنوان برجسته ترین مدرسان موفقیت شناخته می‎شوند، نظیر برایان تریسی، آنتونی رابینز و… این کتاب را مورد تحسین قرار داده‎اند. این افراد همگی به این نکته اشاره دارند که این کتاب نتیجه و چکیده تمامی‎اصول و کتاب‎های موفقیت حال حاضر هست.

موضوع اصلی کتاب این هست که چطور اعمال و انتخاب‎های به ظاهر ساده و کوچک ما، با گذشت زمان سرنوشت و موفقیت ما را تحت تاثیر قرار می‎دهد. این کتاب با گام‎های عملی خود به ما یاد می‎دهد که چطور این انتخاب‎ها و عادات را مدیریت کنیم تا بتوانیم خودمان را از انسان‎های معمولی جدا کرده و به گروه انسان‎های موفق بپیوندیم.

اثر مرکب در مقابل داروهای آنی موفقیت

دارن هاردی بر این عقیده است که:

هیچ فرمول مخفی، نوش داروی سحرآمیز یا راه حل ساده ای برای موفقیت وجود ندارد!

از آنجایی که معتقدم نه تنها در زندگی شخصی که در هر جایی این اصل وجود دارد، فکر کردم که این کتاب از هرجهت می‎تواند به ما کمک کند. در واقع دارن هاردی معتقد است، همین طور که کم کردن وزن در یک هفته با قرص لاغری ممکن نیست (یا حداقل موقتی است)، برای موفق شدن نیز نمی‎توان بدون تلاش و تغییر عادت‎ها ‎کاری از پیش برد. به جای اینکه به دنبال راه‎‏های میانبر و سریع برای بدست آوردن موفقیت باشیم، می‎بایست با تغییرات کوچک و مثبت شروع کنیم و آن‎ها را به صورت مداوم ادامه دهیم (بهبود مستمر!). در حقیقت اعمال و انتخاب‎های به ظاهر ساده و کوچک ما، سرنوشت و مسیر موفقیت ما را می‎سازند. در این کتاب گام‎هایی عملی، برای ساخت و مدیریت این عادات و انتخاب‎ها ‎به ما نشان داده می‎شود تا بتوانیم خودمان را از انسان‎های معمولی جدا کرده و به گروه انسان‎های موفق بپیوندیم.

 اثر مرکب چیست؟

 اثر مرکب = بدست آوردن موفقیت‎های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب‎های کوچک

دارن هاردی معتقد است که هیچ راه میانبری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. در حقیقت در مسابقۀ دو این لاکپشت است که نهایتاً پیروز خواهد شد نه خرگوش!

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود- رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود!

او فرمول  اثر مرکب را به این شکل بیان می‎کند:

افراد به این دلیل به  اثر مرکب (تأثیر رفتارهای کوچک) توجه ندارند که اثر آن را به صورت آنی نمی‎بینند. چرا که در ظاهر افراد کارهای یکسان و ساده‎ای را انجام می‎دهند ولی تفاوت بنیادین پس از گذشت زمانی به نسبت طولانی مشخص می‎شود.

مثالی که احتمالاً آن را شنیده اید و در این کتاب هم مجدداً تکرار شده است را بد نیست بار دیگر با هم مرور کنیم. فرض کنید به شما بگویند بین سه میلیون دلار(چیزی در حدود ۱۰میلیارد تومان) به صورت نقدی و یک سکۀ یک سنتی ( چیزی در حدود ۳۵۰ تومان) که تا ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر می‎شود، یکی را انتخاب کنید کدام را انتخاب می‎کنید؟ با فرض اینکه شما سکۀ یک سنتی را انتخاب کرده باشید، در روز پنجم، فقط ۱۶ سنت، در روز دهم حدود ۵ دلار، در روز بیستم فقط ۵۲۴۳ دلار خواهید داشت که احتمالاً احساس خوبی نسبت به نتیجه نخواهید داشت (دربرابر سه میلیون دلار نقد) و حتی تا روز بیست و نهم هم شما ۲٫۷ میلیون دلار خواهید داشت (باز هم کمتر از سه میلیون دلار)! یعنی بیست و نه روز صبر کرده‎اید و هنوز به آن پول نرسیده‎اید. ولی  اثر مرکب کم کم پدیدار می‎شود و شما در روز سی و یکم حدوداً یازده میلیون دلار یعنی بیش از سه برابر آن مبلغ خواهید داشت و این جاست که شما نتیجه پایداری در طول زمان و تغییرات ناگهانی در لحظه های حساس پایانی را می‎بینید و این موضوع در تمامی‎ابعاد زندگی ما نیز وجود دارد.

اگر صبح کمی‎زودتر بیدار شوید! اگر روزانه ۱۵دقیقه ورزش کنید! اگر روزانه ۱۰ صفحه کتاب بخوانید! اگر سعی کنید هر روز لبخند خود را حفظ کنید! اگر هر روز فقط با یک نکتۀ مثبت از همسر و خانوادۀ خود تشکر کنید! اگر هر ماه بخشی از حقوق خود را پس انداز کنید! و یا اگر هربار فقط کمی‎فعالیت‎های کاری خود را بهبود ببخشید، خواهید دید که با گذشت زمان به چه نتایج شگفت انگیزی دست می‎یابید! و جالب است که انجام دادن این کارها دقیقاً همان قدر ساده است که انجام ندادنشان ساده و آسان است.

نقش شانس و انتخاب در  اثر مرکب

دارن هاردی نقش انتخاب‎های ما در تعیین آنچه هستیم را بسیار مهم می‎داند. او می‎گوید شانس به این معنی که ما می‎شناسیم، بی‎معنیست! در واقع انسان خوش شانس کسی است که از فرصتهای پیش آمده استفاده می‎کند و در زمان لازم، درست تصمیم ‎می‎گیرد و انسان بدشانس کسی است که از کنار فرصت‎های پیش آمده به راحتی می‎گذرد. شخص نمی‎خواهد چاق باشد ولی در مقابل خوردن فست فود هم مقاومت نمی‎کند، شخص نمی‎خواهد چاق باشد ولی ورزش نمی‎کند! اگر روزانه در مواجهه با هرکدام از این موارد انتخاب‎های درستی انجام دهیم، رفته رفته این انتخاب‎ها ‎مسیر عصبی جدیدی در مغز ما شکل خواهد داد و سبک زندگی ما را متحول می‎کنند. باید توجه داشت که مسئولیت ۱۰۰% زندگی برعهدۀ خود ماست! مقصر دانستن دیگران در نرسیدن به موفقیت تنها بهانه است. واقعیت این است که:

اگر بخواهیم انجامش دهیم راهش را پیدا می‎کنیم، اگر نخواهیم انجامش دهیم بهانه اش را!

 

برای یک هفته تا یک ماه تمامی‎انتخاب‎های خود را در دفترچه یا تلفن همراهتان یادداشت کنید. در حین نوشتن متوجه خواهید شد که چقدر در طول روز انتخاب‎های کوچک و نادرستی انجام می‎دهیم.

نیروی چرایی و  اثر مرکب

در فصل سوم این کتاب نویسنده مفهومی را بیان می‎کند تحت عنوان “نیروی چرایی”. برای تغییر عادت‎ها ‎نیروی اراده به تنهایی جوابگو نیست و این نیروی چرایی (یا دلیل انجام آن کار) است که می‎تواند شما را تغییر عادات استوار نگه دارد. چرا که بارها نیروی اراده را برای کاهش وزن به کار گرفته‎ایم و بعد از مدتی تمرین، آن را رها کرده ایم و به روال سابق برگشته ایم.

اگر به اندازۀ کافی دلیل محکم برای انجام کاری داشته باشید (نیروی چرایی قوی داشته باشید)، دیگر چگونگی انجامش زیاد مهم و سخت نخواهد بود.

وقتی نیاز به رساندن عزیزی به بیمارستان باشد چگونگی انجام آن مهم نخواهد بود، چرا که نجات جان او از همه چیز مهمتر است و همین دلیل کافی است تا هر کاری انجام دهیم تا سریع تر او را به بیمارستان برسانیم. این قدرت چرایی است!

راهکارهای کتاب  اثر مرکب برای اصلاح عادت ها

پیشنهاد می‎کنم که حتماً این بخش از کتاب را خودتان بخوانید، در اینجا فقط به صورت تیتروار استراتژی‎های ریشه کن کردن عادات بد و ایجاد عادات خوب را برایتان بیان می‎کنم:

تکانش و  اثر مرکب

یک شاتل فضایی زمانی که می‎خواهد از زمین بلند شود بیشترین فشار و نیرو را وارد می‎کند و بیشترین میزان سوخت را مصرف می‎کند ولی همین که از جو خارج شد دیگر به راحتی در مدار زمین شناور می‎شود. موفقیت نیز دقیقاً همانند شاتل است. در ابتدا قدم گذاشتن در این مسیر دشوار است و تحمل این تغییرات سخت است ولی با گذشت زمان و قرار گرفتن در مدار موفقیت، با کمی‎فشار می‎توان در مسیر باقی ماند. دارن هاردی این مفهوم را “تکانش” می‎نامد. او می‎گوید همان طور که قانون اینرسی در فیزیک می‎گوید هر جسمی‎حرکت سکون خود را حفظ می‎کند و یا حرکت یکنواخت خود را ادامه می‎دهد مگر اینکه تحت تأثیر نیرویی مجبور به تغییر حالت شود، افراد تنبل هم روی مبلشان باقی می‎مانند و افراد موفق به موفقیت خود ادامه خواهند داد، مگر اینکه بخواهند شرایط را تغییر دهند.

عوامل تأثیرگذار در  اثر مرکب

در فصل پنجم نویسنده به مبحث “تأثیرات” می‎پردازد و عنوان می‎کند که هر شخص از سه عامل تأثیر می‎پذیرد: ورودی ها،ارتباطات و محیط.

منظور از ورودی ها، اطلاعاتیست که به ذهن وارد می‎کنیم و باید توجه داشته باشیم که اگر زباله وارد شود، زباله هم خارج خواهد شد! پس باید از ورودی‎های ناخوشایندی که رسانه‎ها ‎دائماً به وسیلۀ آن‎ها ذهن ما را بمباران می‎کنند، دوری کنیم و در عوض فایل‎های آموزشی و انگیزشی را جایگزین کنیم.

علاوه بر این، تحقیقات نشان داده است که گروهی که ما بیشترین ارتباط را با آن‎ها ‎داریم، حدوداً ۹۵% در موفقیت و شکست‎های ما مؤثرند. پس باید در ارتباطات خودمان با افراد بسیار دقت کنیم. این کار از طریق قطع ارتباط کردن با افرادی که جلوی رشد و پیشرفت شما را می‎گیرند، محدود کردن ارتباط با افرادی که چندان تأثیر گذار نیستند و توسعۀ روابط با افرادی که به شما کمک می‎کنند تا به اهدافتان نزدیک شوید، محقق می‎شود.

همین طور گاهی نیاز است برای رسیدن به موفقیت محیط خود را عوض کنید. شاید در محیط جدید شرایطی را تجربه کنید که تا پیش از این حتی تصور آن را هم نمی‎کردید.

نتیجۀ  اثر مرکب را چندین برابر کنید!

فصل آخر کتاب تحت عنوان “شتاب بخشی” به شما کمک می‎کند که با سرعت بیشتری به سمت اهدافتان حرکت کنید و نتایجی چند برابر بهتر بگیرید. در این فصل مبحثی تحت عنوان لحظۀ حقیقت مطرح می‎شود. بعد از تلاش‎های بسیار برای رسیدن به موفقیت، به نقطه ای می‎رسید که فکر می‎کنید بیش از این نمی‎توانید ادامه دهید. اینجاست که شخصیت واقعی و درونی شما نمایان می‎شود. این شما هستید که بعد از تلاش‎های زیاد باید تصمیم بگیرید که آیا این مسیر را ادامه می‎دهید یا مثل سایر رقبا در این لحظه پایانی و تعیین کننده دست از رقابت می‎کشید و تسلیم می‎شوید. در واقع این نقطه محدودیت یک فرصت است که اگر از آن استفاده کنید، با اندکی تلاش می‎توانید کاملاً از رقبا پیشی بگیرید. برای اینکه بتوانید نتایجی چندین برابر بهتر بگیرید می‎بایست:

  • در نقطۀ محدودیت تان کمی‎بیشتر تلاش کنید تا کاملاً از رقبا جدا شوید
  • فراتر از انتظار ظاهر شوید
  • کار خود را خاص و متمایز از سایرین ارائه دهید

در پایان از شما دوستان می‎خواهم، اگر این کتاب را قبلاً خوانده اید، مجدداً بخوانید. به نظر من کتاب‎هایی از این دست می‎بایست حداقل هر شش ماه یکبار مجدداً خوانده شوند تا هم مسائلی از این دست به طور دائم برای ما یادآوری شوند و هم اینکه خواهید دید با هر بار خواندن آن‎ها مطالب جدیدی یاد خواهیم گرفت. اگر هم این کتاب را تاکنون مطالعه نکرده اید، بدانید که احتمالاً یکی از بهترین کتاب‎هایی خواهد بود که می‎توانید در زندگی مطالعه کنید. پس سعی کنید در اولین فرصت آن را تهیه و مطالعه بفرمائید.

ناب باشید…

اگر این مطلب را دوست داشتید، می توانید آن را با دوستانتان نیز به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *