تصمیم گیری به کمک طوفان فکری و جدول T

تصمیم گیری به کمک طوفان فکری و جدول T

ما همیشه درحال تصمیم‎گیری هستیم و همیشه نیاز داریم از بین چند گزینه یکی را انتخاب کنیم. به عنوان مثال:

  • الان غذا بخورم یا بعد از اینکه کارم تمام شد؟
  • با چه وسیله‎ای به سر کار بروم؟ ماشین شخصی؟ اتوبوس؟ تاکسی؟ مترو؟ پیاده؟
  • کدام گوشی موبایل را بخرم؟
  • به کدام دانشگاه بروم؟
  • کدام دورۀ آموزشی را شرکت کنم؟
  • کدام نیرو را استخدام کنم؟
  • کدام کارمند را به عنوان کارمند نمونه انتخاب کنم؟
  • کدام پروژه را اجرا کنم؟

گاهی این تصمیم‎گیری بسیار ساده است و حتی نیاز به فکر کردن ندارد. مثلاً زمانی که گرسنه هستید و وقت کافی برای خوردن ناهار دارید، عملاً تصمیم‎گیری بین خوردن و نخوردن ناهار نیازی به فکرکردن ندارد. زمانی که می‎خواهید به سر کار بروید و عجله دارید، تصمیم‎گیری بین وسیلۀ حمل و نقل برای شما آسان است. ولی همیشه تصمیم‎گیری به این سادگی نیست! خصوصاً زمانی که بحث هزینه‎های تصمیم در میان باشد. به عنوان مثال خرید موبایل، گرفتن نیروی کار جدید، اجرای یک پروژه و موارد این چنینی برای شما هزینه‎ای در پی خواهد داشت که باعث می‎شود، نیاز داشته باشید که تصمیمی حرفه‎ای با کمترین ریسک بگیرید.

معرفی دو ابزار مفید برای تصمیم گیری

در این مقاله دو ابزار بسیار ساده ولی در عین حال بسیار قدرتمند را به شما معرفی می‎کنم:

  • طوفان فکری (استفاده از تعداد زیاد ایده ها، که احتمالاً با آن آشنا هستید)
  • جدول T (نوشتن مزایا و معایب ایده ها)

به شما اطمینان خواهم داد که با مطالعۀ این مقاله، مطالب آن هر روز در ذهن شما تداعی می‎شود، چرا که هر روز نیاز به تصمیم‎گیری دارید و نیاز خواهید داشت که از آن‎ها استفاده کنید. این شما هستید که تصمیم می‎گیرید حرفه‎ای باشید و این ابزارها را در تصمیم‎گیری هایتان استفاده کنید یا مثل اغلب افراد با سعی و خطا تصمیم بگیرید و عواقب ناشی از آن را هم به جان بخرید.

طوفان فکری برای تصمیم گیری

مطمئناً خیلی از شما‎ها در مورد طوفان فکری مطالبی را خوانده، شنیده و یا حتی آن را به کار گرفته اید ولی اجازه دهید بار دیگر آن را به شکلی اصولی مرور کنیم. کاری که ما در طوفان فکری (Brainstorming) می‎کنیم این است که تعداد بسیار زیادی ایده راجع به مسئله مطرح می‎کنیم و از این طریق به راه‎حل مورد نظر دست پیدا می‎کنیم. برای اینکه جلسۀ طوفان فکری با مرگ مواجه نشود و در واقع با گفتن چند ایدۀ معمولی که از قبل واضح هستند، جلسه تمام نشود، می‎بایست چند قانون ساده رعایت شود. قوانین ساده ولی در اجرا کمی سخت! بیایید با مثالی جلسۀ طوفان فکری را شبیه سازی کنیم:

شروع با مثالی از طوفان فکری

فرض کنید شما مدیر یک شرکت هستید و می‎خواهید یک طرح انگیزشی برای افزایش فروش خود پیدا کنید. مثلاً جوایزی مثل کمک هزینۀ سفر، کمک هزینۀ خرید خودرو و … را ممکن است در نظر داشته باشید ولی می‎خواهید بهترین گزینه را مشخص کنید. پیش از شروع جلسه میتوانید از همکارانتان بخواهید که به چند ایدۀ و راهحل اولیه فکر کنند و با ذهنی آماده به سر جلسه بیایند. سپس همۀ آن‎ها را برای شرکت در جلسه دعوت کنید. در ابتدای جلسه قوانین طوفان فکری را با هم مرور کنید. خروجی این جلسه قرار است تعداد زیادی ایده باشد که بعداً می‎خواهید آن‎ها را ارزیابی و بهترین طرح انگیزشی را از میان آن‎ها انتخاب کنید.

جلسه اگر به خوبی پیش برود، باید دقیقاً شاهد صحنه‎ای مثل بودادن ذرت (پاپ کُرن) باشید! همانطور که در هنگام بودادن ذرت ابتدا تعداد کمی از ذرت‎ها شروع به باز شدن می‎کنند و سپس تعداد زیادی از آن‎ها با سر و صدای زیاد به این طرف و آن طرف پرتاب می‎شوند و در آخر مجدداً این سر و صدا می‎خوابد. ایده‎ها هم احتمالاً به همین صورت مطرح می‎شوند. در ابتدا تعداد کمی ایده مطرح می‎شود و کم کم بقیه گرم می‎شوند که ایده‎های خود را مطرح کنند. در اواسط جلسه تعداد زیادی ایده مطرح می‎شود که احتمالاً خیلی از آن‎ها پَرت هستند و در آخر تب و تاب ایده پردازی مجدداً کاهش می یابد.

کاری که شما می‎بایست انجام دهید این است که ابتدا شخصی را برای ثبت کردن ایدهها انتخاب کنید. این شخص باید فرز باشد! چرا که قرار است به سرعت ایده‎های مطرح شده را بنویسد. اولین ایده را می‎توانید خودتان مطرح کنید. می تواند ایدۀ خنده داری باشد تا یخ شکنی اولیه صورت بگیرد و بقیه از ارائه ایده ها نترسند. مثلاً دادن یک چمدان پول تقلبی به برندۀ خوش شانس قرعه‎کشی! شاید مسخره و بیهوده به نظر برسد ولی برای شروع خوب است.

بدانید که:

اولین قانون این است که انتقاد و قضاوتی در این مرحله نباید صورت بگیرد.

راه‎حل‎های بسیار ناب و ابعاد جدیدی از مسئله در دل همین ایده‎های به ظاهر مسخره نهفته است. این طور بگویم که حتی این نوع ایده‎ها می‎بایست تشویق شوند. همین طور مراقب باشید که ممکن است برخی افراد بگویند این ایده جواب نمی دهد، این کار را قبلاً انجام داده ایم و مواردی از این قبیل. به آن‎ها تذکر دهید که الان قرار نیست بگوئیم کدام ایده خوب است کدام بد! چرا که با این کار با دست خودمان جلسۀ طوفان فکری را نابود می‎کنیم. چون که همه قبل از ارائه ایده به این فکر خواهند کرد که این ایده خوب است یا بد؟ مسخره است؟ بگویم؟ نگویم؟ و همین امر باعث می‎شود با تعداد کمی ایدۀ معمولی و روتین جلسه پایان یابد! برای اجتناب از این کار می توانید همان نقد‎ها را در قالب پیشنهادات جدید ارائه دهید.

خب احتمالاً با گفتن آن ایده بقیه افراد نیز در بحث شرکت می‎کنند و بمباران ایده‎ها کم کم شروع می‎شود. احتمالاً ایده هایی این چنینی مطرح می‎شود:

  • با قرعه کشی، آپارتمان بدهیم
  • وام بدهیم
  • برای همۀ مشتریان خوب کارت هدیه بدهیم
  • برخی از مشتریان خوب را استخدام شرکت کنیم
  • فقط پیامک تبریک به آنها بزنیم (آفرین اسم شما در قرعه کشی در اومد!)
  • ماشین بدهیم
  • زمین بدهیم
  • پول نقد بدهیم
  • محصولات و خدمات شرکت را به مدت یکسال رایگان بدهیم
  • نشان مشتری خوش شانس دهیم
  • حضوری از او قدردانی کنیم
  • نامه‎ای با خط و امضای مدیرعامل برای تبریک به او بدهیم
  • و…

تا میتوانید ایده تولید کنید!

کمیت بر کیفیت ارجحیت دارد. هرچه بیشتر بهتر!

اجازه بدهید این ایده پردازی‎ها ادامه پیدا کند تا جایی که دیگر ایدۀ چندانی باقی نماند و بوی سوختگی ذرت بلند شود!

حال شما لیست بلند بالایی از ایده‎های ناب و مسخره دارید که می‎بایست آن‎ها را تجزیه و تحلیل کنید و بهترین گزینه را انتخاب کنید. برای این کار می‎توانید از جدول T استفاده کنید. ولی قبل از آن غربال اولیه‎ای از ایده‎ها انجام دهید. به کمک کارشناسان سعی کنید ایده‎ها را دسته‎بندی کنید. برخی از آن‎ها را که امکان دارد، با هم ترکیب کنید. ایده‎هایی را که امکان اجرا شدن ندارند، آرشیو کنید و از این طریق به یک لیست منطقی اولیه از ایده‎ها برسید.

روند و قوانین طوفان فکری

بیایید بار دیگر روند طوفان فکری را با هم مرور کنیم:

و قوانین آن:

حال نوبت آن است که از میان این ایده‎ها بهترین گزینه را انتخاب کنید.این کار را با کمک جدول T و در سطوح پیچیده تر با کمک روش AHP انجام می‎دهیم.

جدول T چیست؟

جدول T یک جدول بسیار ساده است که به وسیلۀ آن می‎توانید گزینۀ مناسب را از بین گزینه‎های موجود انتخاب کنید. کار با این جدول بسیار ساده است. برای هر گزینه یک T می‎کشید. در یک سمت آن مزایا و در سمت دیگر معایب آن گزینه را می‎نویسید، همین!

شاید به نظر مسخره برسد ولی تا زمانی که شروع به کشیدن و نوشتن آن نکنید متوجه اثر فوق العادۀ آن نخواهید شد. این جدول به شما کمک می‎کند که مزایا و معایب هر ایده را از ذهن خود به روی کاغذ بیاورید. این کار هم باعث ملموس شدن مزایا و معایب خواهد شد و هم به شما کمک می‎کند تا تمامی جنبه‎های مثبت و منفی آن ایده را در نظر بگیرید و چیزی از قلم نیافتد. سپس با بررسی جدول‎ها و سنجش مزایا و معایب هر کدام بهترین ایده را انتخاب می‎کنید.

ولی شاید این سوال برای شما پیش بیاید که ممکن است انتخاب به این سادگی امکان پذیر نباشد و برخی گزینه‎ها بسیار به هم نزدیک باشند. آن وقت چگونه انتخاب کنیم؟

کاری که باید انجام دهید این است که به هر مزیت و عیب نمره‎ای از یک تا ده بدهید و سپس با جمع این نمرات، هر گزینه‎ای که بیشترین نمره را بدست آورد انتخاب می‎شود. برای تصمیم‎گیری در زمانی که مسائل پیچیده تر از این حرف‎ها هستند می‎توانید از روش AHP استفاده کنید. این روش به شما کمک می‎کند تا با اطمینان خاطر، زمانی که معیارهای گوناگونی برای انتخاب شما وجود دارد که هرکدام اهمیت خاصی دارند، گزینۀ موردنظرتان را انتخاب کنید. همچنین روش AHP روشی است رایج برای زمانی که شما نیاز به رتبه بندی دارید. به عنوان مثال می‎خواهید کارمند نمونه انتخاب کنید، دانشگاه‎ها را رتبه بندی کنید و … . به زودی مقاله‎ای در مورد روش AHP در سایت قرار خواهم داد که امیدوارم بتواند مفید باشد.

در پایان دوست دارم نرم افزار بسیار دوست داشتنی همسا رو به شما معرفی کنم. همسا درواقع نسخۀ نرم افزاری بارش فکری هست که برای همۀ سیستم عامل ها در دسترس هست و می توانید نسخه‎های مختلف آن را از اینجا دانلود کنید. (وب سایت همسا)

امیدوارم که این مقاله به شما در تصمیم‎گیری هایتان کمک کرده باشد.

اگر تجربه‎ای در به کارگیری این روش‎ها داشتید، حتماً در قسمت نظرات با ما در میان بگذراید.

ناب باشید…

اگر این مطلب را دوست داشتید، می توانید آن را با دوستانتان نیز به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *