اصول تفکر ناب

اصول تفکر ناب

کدام مدیر است که دوست نداشته باشد، اتلاف کمتری در کسب و کار خود داشته باشد؟ چه کسی نمی خواهد هزینۀ کمتری برای تولید محصول یا ارائۀ خدمات خود بپردازد؟ آیا کسی هست که دوست نداشته باشد به نیاز واقعی مشتریان خود پاسخ دهد؟

در این مقاله اصول تفکر ناب را با هم بررسی می‎کنیم. این اصول، الگویی را در اختیار ما قرار می‎دهند که بتوانیم با کمترین هزینه و اتلاف، آنچه را که واقعاً مشتریانمان دوست دارند، به آن‎ها ارائه کنیم.

ناب یعنی انجام بیشترین با کمترین!

واژه ناب را خانم آزاده رادنژاد مدیر واحد انتشارات مؤسسه ناب ایران و کارشناس و مربی تولید ناب به عنوان ترجمۀ واژۀ Lean برگزید. Lean به معنای بدون چربی است که معمولاً در بدنسازی از این واژه استفاده می‎شود. ولی در تولید و مباحث تولیدی در واقع به کارخانه‎هایی گفته می‎شود که بدون اتلاف کار می‎کنند. در واقع کارخانه‎هایی که مثل یک بدن ورزیده و بدون چربی (اتلاف) کار می‎کنند.

تفسیر این نام را می‎توان این ناب سازی یعنی انجام بیشترین با کمترینطور بیان کرد:

ناب یعنی ایجاد بیشترین ارزش از دید مشتری با صرف کمترین میزان منابع!

در واقع اگر ناب بودن را خالص بودن معنا کنیم، کاری که در ناب سازی انجام می‎شود، خالص کردن فرآیند‎ها از اتلاف خواهد بود. یک ناب اندیش تمام تلاش خود را می‎کند که اتلاف‎ها را شناسایی و برای حذف آن‎ها به شکل اصولی اقدام کند.

در ادامه پنج اصل که از اصول تفکر ناب هستند را با هم بررسی می‎کنیم. به کارگیری این اصول به شکلی اصولی باعث می‎شود که اتلاف منابع به طرز چشمگیری کاهش یابد. باید توجه داشت که پیاده سازی این اصول ممکن است در ابتدا غیرممکن به نظر برسد ولی این کار شدنی است. کافیست کمی نوع نگاه و نگرشمان را تغییر دهیم!

اولین اصل تفکر ناب. تعیین ارزش

ارزش در واقع آن چیزی است که مشتری حاضر است بابت آن پول بپردازد!

اساس ناب، ارزش است. تنها مصرف کننده نهایی است که می‎‎تواند ارزش را تعریف کند. شما می‎بایست مدام از خود بپرسید، چه چیزی برای مشتری ارزشمند است و مشتری حاضر است بابت آن هزینه ای بپردازد (چه مادی و چه غیر مادی).

اگر صندلی تولید می‎کنید، مشتری حاضر است بابت فعالیت‎هایی مثل برش، سمباده زنی و رنگ آمیزی پول بپردازد، ولی از دید مشتری، حمل و نقل کالا از خط تولید به انبارها کاری بی ارزش است. چرا که در محصول تغییری ایجاد نمی کنند.

باید ببینید آیا این محصول یا خدمتی که ارائه می‎کنید واقعاً همانیست که مشتری می‎خواهد؟ آیا این فعالیت، فعالیتی ارزش آفرین است؟ دیدن ارزش از نگاه مشتری است که به شما می‎گوید، چه فرآیندهایی ضروری و چه فرآیندهایی غیرضروری هستند. به عنوان مثال در عوض مونتاژ و بسته بندی کالا کاری ارزشمند است.

پیشنهاد می‎کنم در این زمینه مقالۀ “موداچیست؟” را هم مطالعه کنید تا دید بهتری نسبت به این موضوع پیدا کنید.

دومین اصل تفکر ناب. شناسایی جریان ارزش

همان طور که گفتیم مشتری به دنبال ارزش است. ببینید آن جریان و فرآیندهایی که این ارزش را تولید می‎کنند، کدامند. جریان‎های موجود را شناسایی کنید و سعی کنید اتلاف را در این جریان‎ها از بین ببرید. زمانی که فرآیندها و جریان‎ها را بررسی می‎کنید، به سه نوع فعالیت بر می‎خورید:

فعالیت‎های خوب، بد، زشت!

فعالیت‎های ارزش آفرین (اصلی): فعالیت‎هایی که ضروری هستند و در محصول ارزش ایجاد می‎کنند (مثل رنگ آمیزی صندلی). فعالیت‎های خوب

فعالیت‎های بی ارزش ولی ضروری: فعالیت‎هایی که اغلب حالت پشتیبان دارند. مثل حمل و نقل کالا به انبار. این نوع فعالیت‎ها ارزشی در محصول ایجاد نمی کنند و به نوعی اتلاف محسوب می‎شوند، ولی نمی توان در حال حاضر نیز آن‎ها را حذف کرد. فعالیت‎های بد

فعالیت‎های بی ارزش و غیر ضروری: این دسته از فعالیت‎ها را می‎توان بلافاصله حذف کرد. مثل اندازه گیری‎های اضافی و غیر ضروری، راه رفتن‎های بی مورد. فعالیت‎های زشت

فراموش کنید رقبایتان چه کار می‎کنند شما جریان‎های ارزش را در کسب و کار خود تحلیل کنید و اتلاف‎های موجود در آن‎ها را حذف کنید و نتیجه آن را ببینید! جالب است بدانید شرکت کوکاکولا در دهۀ ۹۰ میلادی با تحلیل جریان‎های ارزش برای نوشابه‎های تولیدی خود متوجه شد که میزان کار مفیدی که بر روی قوطی‎های نوشابه انجام می‎شود تنها ۳ ساعت است در حالی که پروسۀ تولید آن‎ها از ابتدا تا انتها حدوداً ۳۱۹ روز طول می‎کشد. همه این اتلاف‎ها به دلیل حمل و نقل‎ها و انتظارات و تأخیرها و موداهای این چنینی بوده است.

سومین اصل تفکر ناب. حرکت

برای ایجاد حرکت، شما می‎بایست کاری کنید که جریان ارزش بدون وقفه کار کند. در واقع در این مرحله باید هرگونه انتظار و تأخیر را از فرآیند‎ها حذف کنید. این کار باید طوری صورت بگیرد که آنچه از دید مشتری ارزشمند است، جایی متوقف نشود. اینجا همان جاییست که در تولید ناب می‎گوییم تا حد ممکن انبار‎ها را کوچک کنید. در واقع انبار‎ها باعث می‎شوند، کالایی که از دید مشتری ارزشمند است ثابت مانده و در انتظار فعالیت بعدی بمانند.

چهارمین اصل ناب. کشش

یکی از ویژگی‎های تولید ناب، به کارگیری سیستم تولید کششی است. سیستمی که تایچی اوهنو از یک سوپر مارکت بزرگ در آمریکا الهام گرفت. در واقع این سیستم به این شکل عمل می‎کرد که با فروش یک محصول در فروشگاه، جای خالی آن محصول به عنوان یک درخواست برای تولید کننده ارسال می‎شد. از این طریق تولید کننده تنها به میزان نیاز فروشگاه تولید می‎کرد نه بر اساس پیش بینی‎ها بخش فروش!

در این نوع سیستم یعنی سیستم کششی تا زمانی که نیازی وجود نداشته باشد، تولید انجام نمی شود ولی هر وقت نیاز شد می‎بایست به سرعت تولید را آغاز شود. تولید حتی الامکان می‎بایست در محل یا در نزدیکی محل فروش انجام شود تا حمل و نقل کالا به حداقل برسد.

این سیستم تولیدی کمک می‎کند که تولید مازاد که در مقالۀ “مودا چیست؟” به عنوان مهترین نوع اتلاف آن را معرفی کردیم، به حداقل برسد.

پنجمین اصل ناب. کمال

زمانی که گام‎های قبل را پشت سر گذاشتید، یعنی دقیقاً مشخص کردید که مشتری چه می‎خواهد، جریان(هایی) که این ارزش را تولید می‎کنند، کدامند و به چه شکل عمل می‎کنند. زمانی که حرکتی پیوسته برای تولید این ارزش به وجود آوردید و نهایتاً سیستم کششی را در کسب و کار خود پیاده سازی کردید، حال زمان پرداختن به این اصل تولید ناب، یعنی تعقیب کمال است. کمال عبارتست از، از بین بردن کامل مودا (اتلاف) به طوری که همه فعالیتها ارزش آفرین باشند.

اگر اصول قبل به درستی پیاده شده باشند، تا حد زیادی مجموعه کاری خود به خود به سمت کمال پیش می‎رود. افراد به صورت خودکار کمک می‎کنند که اتلاف‎ها حذف شوند، چرا که مزایای حذف اتلاف را مشخصاً دیده اند. در نظر گرفتن یک نقطه هدف، یک وضعیت ایده ال کمک می‎کند که سازمان مسیر خود را به درستی تشخیص دهد. هرچند که ممکن است هیچگاه به آن کمال دست پیدا نکند ولی تلاش در این مسیر باعث می‎شود که حداقل به وضعیتی بهتر از وضعیت فعلی دست پیدا کنید.

ناب باشید…

اگر این مطلب را دوست داشتید، می توانید آن را با دوستانتان نیز به اشتراک بگذارید:

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *